Loop YouTube Videos

0:00 for beginning

0:00 for end

جیکو

TAGS.

یک جوجه گنجشگ کوچولو که در جوی آب می افتد و خیس می شود و نگاه "نیما" را به خود می خواند، به تنهایی، با همان کوچکی اش، با همان چشم های تا به تایش، با نوک تیزش و با پاهای ضعیف و ناتوانش که حتی نمی توانند هیکل خودش را سرپا نگاه دارند، وارد "داستان" می شود و حال ما آدم بزرگ ها را که دعوای بزرگی مان دارد از بزرگیش می ترکد، زیر و رو و پشت و پهلو می کند. هفت و نیم صبح فردایش هم پر می کشد و می میرد و می رود و ما را تنها می گذارد با ادامۀ "داستان"مان... گنجشک که وارد شد، خنده به لب نیما و به دل ما نشست؛ دیواری از دیوار های عاشیق فرو ریخت؛ شادی در وجود دخترک کنکور زده ای دوید؛ بیگ بارانی مَچَل نیم وجب گنجشک شد؛ پسر بچه های مدرسه ای، "داستان" و فروشندۀ گنجشک به دوشش را دوست داشتند؛ قاب عکس ایفل فروش رفت؛ رکورد فروش شکسته شد؛ و مکمل عشق ای -هر چند به شوخی - پیدا شد. یک وجب گنجشک زندگی مان را عوض کرد و رفت... تقدیم به "جیکو"ی داستان و Nimâ Jamâli

Latest Loops